
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
پنجشنبه، 14 ارديبهشت ماه ، 1391 | ![]() |
نظر دهيد! |
اهل احدیت و در راءس آنها احمد بن حنبل تنها به جمع آوری احادیث میپرداختند و مخالف هر گونه تعقل و تکلم پیرامون آیات و احادیث اعتقادی بودند. با ظهور اشعری، این روش تعدیل شد و تعقل نه به عنوان روش کشف حقایق بلکه به منظور دفاع از معارف حدیثی به کار گرفته شد. بدینسان اشعری بر خلاف اهل حدیث و حنابله که مخالف علم کلام بودند، این علم را پذیرفت و حتی کتابی در دفاع از آن نگاشت. با طهور اشعری به تدریج بیشتر علمای اهل سنت از روش او پیروی کردند و پس از چندی، مذهب اشعری، مذهب رسمی اهل سنت در مباحث اعتقادی گردید. اما هنوز هم روش احمد بن حنبل در میان اهل سنت طرفدارانی داشت و از این رو گاه میان حنابله و اشاعره منازعاتی رخ میداد. این وضعیت ادامه داشت تا اینکه در قرن هشتم، احمد بن تیمیه حرانی دمشقی (661-728 ق) ظهور کرد و درصدد ترویج مذهب حنابله برآمد. ابن تیمیه مانند حنابله، علم کلام را مردود دانست و متکلمان را اهل بدعت معرفی کرد. در مسئله صفات خدا، او مانند حنابله صفات خبریه را بدون هر گونه تأویل و توجیه پذیرفت و به طور کلی هر گونه عقل گرایی را محکوم کرد. ابن تیمیه علاوه بر حمایت از روش و عقاید اهل حدیث، عقاید جدیدی را نیز اضافه کرد که قبلاً سابقه نداشت.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
پنجشنبه، 14 ارديبهشت ماه ، 1391 | ![]() |
نظر دهيد! |
مسئله علل پيدايش مذاهب از مباحث مهم علم مذاهب و فرق است. در بحث از هر فرقه ابتدا چگونگى پيدايش آن مطرح میشود. دقت در اين مباحث میتواند در يافتن علل كلى پيدايش فرق اسلامى مفيد باشد. اگر اختلاف بر سر معارف اعتقادى دين وجود نمیداشت، فرق و مذاهب اعتقادى نيز پديد نمیآمدند. بنابراين بحث بر سر علل پيدايش مذاهب به بحث در باب علل پيدايش اين اختلافات باز میگردد.
در زمان حيات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اختلافات اعتقادى در ميان امت اسلامى پديد نيامد؛ اما پس از رحلت ايشان، بلكه از همان روز، اختلاف بر سر خلافت و امامت، امت اسلام را به دو شاخه شيعه و سنى تقسيم كرد. بنابراين خلأ حجيت و رهبر اعتقادى مورد قبول همه مسلمين، نخستين دليل اختلافها و پيدايش مذاهب اسلامى است.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
پنجشنبه، 14 ارديبهشت ماه ، 1391 | ![]() |
نظر دهيد! |
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
دوشنبه، 28 فروردين ماه ، 1391 | ![]() |
نظر دهيد! |
به دور محمد همان كردگار * شد از جامه مرتضى آشكار
پس از رحلت احمد مصطفى * بر او جانشين گشت آن مرتضى
كه آن مرتضى بود ذات خدا * به تخت بقا گشت فرمانروا
برخى از اهل حق همان اعتقادى كه درباره حضرت امام على عليه السلام دارند، در مورد برخى بزرگان خود نيز دارند و معتقدند خداوند در جامه هاى مختلف به ميان مردم آمده است؛ در وهله اول در جامه خداوندگار، در مرتبه دوم در جامه حضرت امام على عليه السلام، در مرحله سوم در جامه "شاه خوشين"، در مرتبه چهارم در جامه "سلطان سحاك"، در مرتبه پنجم در جامه "قرمزى" -شاه ويس قلى-، در مرتبه ششم در جامه "محمد بيك"، در مرتبه هفتم در جامه "خان آتش" ظاهر شده است.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
جمعه، 30 دي ماه ، 1390 | ![]() |
نظر دهيد! |

![]() |