منوی اصلی


راز و رمز: بزرگان

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

نظرات  بازديد:194 بار   نظرات  دسته : بزرگان

حوزه: در زمينه علوم عقلى و مسائل فلسفى، اكنون در حوزه‌ها رغبت و رواجى ديده می‌شود كه از بركات انقلاب است و رهبرى امت كه به اين حركت، باور دارد، چه مسائلى را لازم می‌دانید كه با آن، آثار حكماى متاءلّه، بیش‌تر نشر يابند و دامن گسترند.

استاد: همان طورى كه فرموديد، الحمداللّه رشد عقلى مردم و بينش اجتماعى حوزه‌ها، به اين حقيقت رسيد كه بايد اصول عقائد را، با دليل و برهان تحكيم كرد و دليل و برهان، فلسفه است. منتهى، فيلسوف در گذشته، چون دكتر در اصطلاح جديد است؛ يعنى همان طور كه، دكتر الهى و مادى دارند، فيلسوف مادى و فيلسوف الهى داريم و بايد بين آن دو، فرق گذاشت. اين حكايتى را كه نقل می‌کنیم در قصص العلماء مرحوم تنكابنى آمده است كه مرحوم ملا آقا دربندى، به زيارت ثامن‌الحجج (ع) مشرف می‌شده، وقتى به سبزوار رسيده است، پرسش‌هایی را مطرح كرده و به خدمت حاجى ملا هادی سبزوارى، صاحب منظومه فرستاده است. مرحوم حاجى كه پرسش‌ها را ديد، می‌آید و قدرت جواب را دارد؛ و ثانیاً با مشغوليات، و سنّ و سال و گرفتاری‌های درسى، فرصت آن نيست که فوراً، جواب اين پرسش‌ها را بنگاريم و به شما، بدهيم. بعد، وقتى ملا آقاى دربندى، از سفر برگشت، در يكى از بلاد، كه به يكى از آقايان روحانى وارد شد، آقايان، براى ديدن ايشان آمدند. يكى از آنان گفت: شنيديم كه شما، پرسش‌های فلسفى به حاج ميرزا هادى سبزوارى داده‌اید و ايشان، جواب نداده است. به يك لحنى، كه يك مقدارى توهين به حاجى بوده است. مرحوم آقاى دربندى فرمود: اين طور نيست كه شما گمان می‌کنید. اگر حاجى و امثال حاجى نباشند كه جواب افراد ملحد و دهرى را، كه منكر مبدأ و معاد هستند، بدهند و اصل دين را، تحكيم نكنند، نوبت شما نمی‌رسد كه اصل برائت و استصحاب جارى كنيد!

ادامه مطلب ادامه مطلب تاریخ سه شنبه، 19 ارديبهشت ماه ، 1391 نظرات نظر دهيد!
نظرات  بازديد:143 بار   نظرات  دسته : بزرگان

این‌ها خانه نشين بودند. شايد آن بزرگان، می‌گفتند: حال كه دشمن، اين گونه آثار رسالت و ولايت را، از بين می‌برد، يك چند طلبه پرورش دهند تا اين آثار محفوظ بماند. حال ما كه لياقت نداشتيم، ولى آنان، اين گونه می‌خواستند.

امّا اين جنبه، كه آيا از ناحيه استاد، موفقيت به دست می‌آید يا شاگرد؟ از ناحيه هر دو، بايد باشد. هم استاد، بايد پخته، كتابى، اخلاقى و مربى باشد و از جانب شاگرد هم، جديت به تمام معنى باشد. در اين زمينه، من خاطرات زيادى دارم، امّا عرض كردم كه اگر بخواهم همه را بازگويم و بشكافم، ممكن است حمل بر مسائلى بشود. مثلاً همين آقاى آملى، يك وقت به من فرمود: آقا اين گونه فشرده درس نخوان، می‌افتی و ديگر نمی‌توانی پا شوی. يك مقدار به اعتدال درس بخوان.

بالاخره، هم كوشش و هم كشش می‌خواهد. صبر می‌خواهد و انسان جوياى علم و معرفت، همه چيز را بايد زير پا بگذارد مگر خدا و راه استكمال را. با پريشان خواطرى و كثرت تعلقات و همّ گوناگون داشتن و عدم استقامت، نمی‌توان به جايى رسيد. استاد بايد قوى و...باشد، امّا شاگرد هم بايد استقامت، داشته باشد. تا استقامت نباشد، كسى به جايى نمی‌رسد: ان الذين قالو ربنا اللّه ثم استقاموا، تتنزل عليهم الملائكه ...

ادامه مطلب ادامه مطلب تاریخ سه شنبه، 19 ارديبهشت ماه ، 1391 نظرات نظر دهيد!
نظرات  بازديد:189 بار   نظرات  دسته : بزرگان

طلبه استاد كتابى می‌خواهد كه مطلب را، از كتاب برايش استنباط كند و آقاى فاضل تونى، ملّاى كتابى است. ايشان (مرحوم شعرائی) فرمود: وقتى ما به سنّ شما، در تهران بوديم، همين جناب فاضل تونی، از اساتيد بنام اصفهان بود و شما اگر بتوانيد محضر ايشان را درك كنيد، مغتنم است.

ما به توفيق خداوند مؤلف القلوب، خدمت ايشان رسيديم و خداوند، قلب آن عالم جامع معقول و منقول را، چنان نسبت به ما ملايم فرمود و الفت داد كه يكى دو بار كه براى درس، مراجعه كردم و نپذيرفت؛ اما در دفعه سوم، كه ديد من اصرار دارم، قبول كردند و بعد از شرح فصوص، شفا را، خدمتشان شروع كرديم.

من شفا را خدمت سه نفر خواندم : اكثر آن را، خدمت استاد شعرائى خواندم، از كتاب نفس تا آخر آن و از ابتدا تا بحث نفس، خدمت دو بزرگوار: مرحوم فاضل تونى و مرحوم آقا ميرزا احمد آشتيانی. ايشان (مرحوم آشتيانی) هم، جامع علوم عقلى و نقلى و بزرگ مرد علم و عمل بود. در تهران، قانون و طب، می‌فرمود. گرچه آقاى قمشه‌ای و استاد شعرائى هم، قانون می‌فرمود، امّا معروف بود كه آقاى ميرزا احمد آشتيانى، در قانون گفتن متفرّد است.

شفا را در خدمت آقاى فاضل تونى، شروع كرديم. يك روز چهارشنبه بود و من سؤال‌هایی از ايشان كردم، ديدم جواب‌ها آن گونه دلنشين نيست. بنده هم چون ايشان استاد بود، خودم را تخطئه می‌کردم كه من خودم نمی‌رسم. درس تمام شد. از محضرشان به خدمت آقاى شعرائى رفتم. در آن مدّت، صبح اوّل درس ايشان می‌آمدم و بعد به درس آقاى شعرائى می‌رفتم.

ادامه مطلب ادامه مطلب تاریخ دوشنبه، 18 ارديبهشت ماه ، 1391 نظرات نظر دهيد!
نظرات  بازديد:273 بار   نظرات  دسته : بزرگان

از دير زمان، آرزوى اين گفت گو را داشتيم، آن را تمنا می‌کردیم و به عنوان واسطه خير، براى خوانندگان، در طلب بوديم، تا آن كه با حسن قبول و بزرگوارى استاد، به انجام رسيد و آن را در پيش ديد داريد.

استاد، فراتر از آنند كه ما در وصف ايشان، سخن بگوييم كه به گفته مولوى، ستاينده آفتاب، ستايشگر خويشتن است و از بينايى خود، اوصاف ميراند. بزرگ مردى كه از وارثان دنياى انديشه است و از معدود كسانى كه، زبان تفكر ديرين را می‌شناسد و آن را، پاس می‌دارد. فخر حوزه‌هاست و در علوم مختلف، حاوى دانش‌های بسيار. ذی‌فنون است و اين سلطه را، نه به بهاى شتاب، كه به همّت و رنج و تلاش، به دست آورده است. ساليان دراز، رنج‌ها را، بر جان خريد و زانوى تحصيل در جوار اساتيد گران، بر زمين ساييد و از خوان علم، مائده‌ها گرفت؛ و اينك از شاخسار اين شجره طيبه، بسيارند كه سود می‌برند و غنيمت می‌شمرند. آثار وجودى و كتبى استاد گران‌قدر، فراوانند و بسان فرزندان روحانى، در زمره صدقات جاريه آن بزرگوار، جاى دارند و تشنگان معارف را به كام می‌رسانند.

در اين مصاحبه، نكات آموزنده بسيارند و شيفتگان دانش، در جاى جاى آن، رهنمود می‌یابند و در دهليزهاى تنگ و تاريك زندگى، روزنه هاى نور را از گفته هاى ايشان، خواهند جست. در بيان زندگى اساتيد ايشان، اسوه هاى مطلوب حيات را می‌توان يافت؛ و در اطلاعات زندگى تحصيلى شان، كه به دشوارى و اكراه، بيان داشت، نكاتى اساطير گون از همت و پشتكار و توفيق.

ادامه مطلب ادامه مطلب تاریخ شنبه، 16 ارديبهشت ماه ، 1391 نظرات نظر دهيد!
نظرات  بازديد:410 بار   نظرات  دسته : بزرگان
شيخ جعفر مجتهدي

حساب مردان خدا از مردان عادی جداست! دکتر پی به اشتباه خود می‌برد و از این که آن روز و به چشم خود در اتاق عمل آن صحنه عجیب عمل جراحی را دیده ولی. جناب شیخ جعفر مجتهدی برای عمل جراحی پروستات در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری می‌شوند و برای انجام عمل دو پیش شرط می‌گذارند:

هیئت پزشکی ابتدا از پذیرفتن این دو شرط خودداری می‌کنند و به ایشان می‌گویند انجام عمل جراحی بدون بیهوشی امکان ندارد و به خاطر خون‌ریزی‌های ناشی از جراحی در طول عمل ناگزیر از تزریق خون خواهیم بود، ولی وقتی به آنان گفته شد که حساب ایشان از دیگر بیماران جداست و انسان فوق‌العاده‌ای هستند، با اخذ امضاء از همراهان آقای مجتهدی مبنی بر این که اگر در حین عمل یا بعد از آن خطری متوجه ایشان شود کادر پزشکی بیمارستان و پزشک جراح مسئولیتی نخواهند داشت، حاضر می‌شوند که بدون بیهوشی و تزریق خون این عمل جراحی را انجام دهند؛ عدم بیهوشی، عدم تزریق خون.

ادامه مطلب ادامه مطلب تاریخ شنبه، 16 ارديبهشت ماه ، 1391 نظرات نظر دهيد!

ذكر ايام هفته
آمار کاربران
راز و رمز بزبانهاي ديگر
Translation