
اما توصيه اى از مرحوم علامه طباطبايى: آخرين جلسه اى بود كه با گروهى از بزرگان، خدمت ايشان رفتيم. حال ايشان، خوب نبود. به احترام جمع، نشست، ولى حرف نمى زد. جلسه، طول كشيد. بنده به ايشان عرض كردم، توصيه اى بفرماييد، تا مرخص شويم. ايشان فرمود:«چيزى يادم نيست.» بعد، بلافاصله فرمود: بعد از آن جلسه، حال ايشان بد مى شود و ايشان را به بيمارستان مى برند. لحظات آخر عمر شريف بود كه به ملاقات ايشان رفتيم. ما كه از اتاق آمديم بيرون، از قول خانم ايشان نقل كردند:
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
يكشنبه، 10 ارديبهشت ماه ، 1391 | ![]() |
نظر دهيد! |
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
سه شنبه، 29 فروردين ماه ، 1391 | ![]() |
نظر دهيد! |
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
سه شنبه، 29 فروردين ماه ، 1391 | ![]() |
نظر دهيد! |

... اما سفارش هايى كه استادان عادت دارند اجازه هاى خود به شاگردانشان را با آن به پايان رسانند، از شاگرد بر عمل به آن، تعهد گيرند، همان گونه كه خودشان ملزم شده اند برايت بر مى شمارم هر چند آن دانشمند سر آمد، بالاتر از آن است كه مثل من، او را پند دهد:
نخستين سفارش
نخستين آن سفارش ها، هماره پرواى الهى داشتن و مراقب اوامر و نواهى الهى در نهان و آشكار بودن و ياد خدا در تمامى زمان هاست. مقصودم از ياد خدا بودن مشغول بودن زبان به گفتن ذكر نيست، هر چند اين از اقسام ذكر الهى است، بلكه نظرم به ظهور و تجلى ذكرهاى زبانى، بر ساير اعضاى آدمى است. البته حقيقت اين مطلب، با تدبر در اخبار اين موضوع روشن مى شود. اينجا دو خبر را كه كامل تر و پرفايده تر از بقيه است مى آورم. اولين آن، روايتى است كه شيخ صدوق طاب ثراه؛ در كتاب خصال اش نقل كرده است. او مى گويد ذكر بر هفت عضو از اعضاى انسان تقسيم شده است:
زبان، روح، نفس، عقل، معرفت، سر، قلب. هر كدام از اين ها، احتياج به پايدارى و ايستادگى دارد، ايستادگى زبان، راستى در اقرار گفتار است. ايستادگى روح، راستى در استغفار است. ايستادگى نفست راستى در اعتذار توبه است. ايستادگى عقل، در عبرت گرفتن است. ايستادگى معرفت راستى در افتخار به دين است. ايستادگى سر، خوشنودى به جهان اسرار غيب است. ايستادگى قلب، راستى در يقين و شناخت خداوند جبار است.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
جمعه، 4 فروردين ماه ، 1391 | ![]() |
نظر دهيد! |

بارى سالك راه خدا را بعد از توبه، لازم است در اول صبح مشارطه با نفس نمايد (يعنى با خويشتن شرط كند كه امروز تا وقت خواب نبايد از من گناهى سر بزند) مشارطه شريك و سهيم در اعزا و انفس (عزيزترين و نفيس ترين) سرمايه ها همانطور كه شريكى با شريك خود و سهيمى با هم سهم خود -كه در عزيزترين و نفيس ترين سرمايه ها شريك و سهيم است، مشارطه مى كند- و در عرض روز تا وقت خواب مراقبت كامل نمايد و تمام اعضا و جوارح را مراقب و مواظب باشد كه بر خلاف شرطى كه در اول صبح با آنان نموده، رفتار نكند و گناهى را مرتكب نشوند و در وقت خواب محاسبه كامل از تمام آنچه در اين مدت صرف كرده است و از وقتش و از قواى ظاهرى و باطنى و آنچه از نعمتهاى الهى در ان صرف كرده و يا مهمل گذاشته، به عمل آورد و دقيقا به حساب خود برسد و همه اينها به قرارى كه علماى اخلاق نوشته اند، عمل نمايد، تفصيل آن را موكول به كتب اخلاق كه نوشته شده و واقعا هم خوب نوشته اند مى نمايم، ولى به چند فقره اهم كه خيلى موثر است اشاره مى شود و آن اين است:
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
جمعه، 4 فروردين ماه ، 1391 | ![]() |
نظر دهيد! |

![]() |