کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 شهريور ماه ، 1389
 

حديث روز

منوی اصلی
دسترسي سریع
دیگر بخشها
بخش خبری
مطالب سایت
بخش کاربری
امکانات سایت

موضوعات سايت
  آموزش
تعداد اخبار : 9 مورد
  اديان
تعداد اخبار : 5 مورد
  بزرگان
تعداد اخبار : 22 مورد
  فلسفه
تعداد اخبار : 1 مورد
  فرقه هاي ضاله
تعداد اخبار : 9 مورد
  معرفي كتاب
تعداد اخبار : 1 مورد
  مهدويت
تعداد اخبار : 8 مورد
  پيام
تعداد اخبار : 2 مورد
  پرسش و پاسخ
تعداد اخبار : 16 مورد
  شبهات
تعداد اخبار : 3 مورد
  علوم غريبه
تعداد اخبار : 39 مورد
  آشنايي با ما
تعداد اخبار : 0 مورد
  عرفان حقيقي
تعداد اخبار : 52 مورد
  خاك تا افلاك
تعداد اخبار : 5 مورد

مطالب گذشته
Sunday, August 01
عقد الشهوت
عزیز شدن در نزد معشوق
زن و شوهر هرگز خصومت نکنند
Saturday, July 31
برای محبت
جدایی روابط نامشروع
Monday, July 26
احضار و تسخیر و محبت بادی
بستن زبان بد گویان و حسودان و دشمنان و بی اثر
Sunday, July 25
جذب افراد فقط با نگاه کردن به آن ها
تسخیر دشمنان
Friday, July 23
شرح کامل عین علی علیه السلام
Wednesday, July 21
لوح عین علی علیه السلام
علامه به روایت علامه
Friday, July 09
طلسم زيبايي براي بانوان
طلسم منع زنا و فحشا
دعاي محبت براي همسران
Thursday, July 08
دعاي ضد سحر
Wednesday, July 07
باطل السحر
Wednesday, May 19
نذر موعود (عج)
Thursday, May 06
ذكر تسخير انسان بر اساس اسم
طلسم ايجاد محبت قوي

مطالب قدیمی تر

تالار گفتمان
کل موضوعات 20
کل ارسال ها 86
کل بازديد ها 5268
کل پاسخ ها 66
کل اعضا 356
آخرين 20 ارسال انجمن

دعا
ارسال شده توسط ezdeham در مورخه : جمعه، 19 شهريور ماه ، 1389

غیب شدن
ارسال شده توسط mehrpouya در مورخه : دوشنبه، 15 شهريور ماه ، 1389

ساعت مشتری
ارسال شده توسط mehrpouya در مورخه : دوشنبه، 15 شهريور ماه ، 1389

سوال
ارسال شده توسط aghamehdi در مورخه : دوشنبه، 15 شهريور ماه ، 1389

بلند کردن
ارسال شده توسط mehrpouya در مورخه : دوشنبه، 15 شهريور ماه ، 1389

سوال
ارسال شده توسط mehrpouya در مورخه : دوشنبه، 15 شهريور ماه ، 1389

سوال
ارسال شده توسط mehrpouya در مورخه : دوشنبه، 15 شهريور ماه ، 1389

زیر دیپلم توضیح بدید نفهمیدم یعن
ارسال شده توسط mehrpouya در مورخه : پنجشنبه، 11 شهريور ماه ، 1389

بخور شکر
ارسال شده توسط mehrpouya در مورخه : پنجشنبه، 11 شهريور ماه ، 1389

سركتاب
ارسال شده توسط mehrpouya در مورخه : پنجشنبه، 11 شهريور ماه ، 1389

سلام دعا برای محبت می خوام
ارسال شده توسط mehrpouya در مورخه : پنجشنبه، 11 شهريور ماه ، 1389

رویت همسر آینده!
ارسال شده توسط mehrpouya در مورخه : چهارشنبه، 3 شهريور ماه ، 1389

پيشنهاد به راز و رمز
ارسال شده توسط delta_kit در مورخه : شنبه، 19 تير ماه ، 1389

سوال
ارسال شده توسط mj54 در مورخه : دوشنبه، 31 خرداد ماه ، 1389

سوال
ارسال شده توسط mj54 در مورخه : دوشنبه، 31 خرداد ماه ، 1389

سوال
ارسال شده توسط در مورخه : سه شنبه، 28 ارديبهشت ماه ، 1389

سوال
ارسال شده توسط whgp در مورخه : شنبه، 14 فروردين ماه ، 1389

آیا دین بودائی مصداق پاگانیزم اس
ارسال شده توسط mehrpouya در مورخه : يكشنبه، 17 آبان ماه ، 1388

نمادهاي شيطان پرستي و استفاده از
ارسال شده توسط mehrpouya در مورخه : دوشنبه، 20 مهر ماه ، 1388

آغاز همكاري آقاي محمد حسين حيدري
ارسال شده توسط در مورخه : جمعه، 17 مهر ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

گالري عكس



مصاحبه با آیت الله کاشانی (دام ظله)
بزرگان

حضرت آيت الحق العظمي سيد علي آقا قاضي طباطبائي تبريزي و حضرت آيت الله العظمي سيد عباس الحسيني الكاشاني

مصاحبه با آیت الله کاشانی (دام ظله) شاگرد علامه آیت الله سیدعلی قاضی (ره)
1. لطفاً بفرمایید که چند سال خدمت مرحوم قاضی بودید؟
حدود سه سال. چون سنم خیلی کم بود. آن موقع شاگردان آقای قاضی 50-40 سال به بالا بودند، بعضی ها هم از خود آقا مسن تر بودند. آشنایی من با ایشان از طریق پدرم بود، که آقای قاضی وقتی کربلا می آمدند بر پدرم وارد می شدند. بعد مرا به شاگردی پذیرفتند.
2. شما در چه سنی خدمت حاج آقا رسیدید؟
حدود 20 سالم بود.
3. ظاهراً یکی از ملاک های مرحوم قاضی برای انتخاب شاگرد درجه اجتهاد بود و معروف است شما در سن 18 سالگی به درجه اجتهاد رسیده بودید، همین طور است؟
من در این زمینه پاسخی ندارم به شما بگویم. این سوال را از غیر من بکنید.
4. آیا ممکن است درباره کلاس های اخلاق آقای قاضی توضیح بفرمایید؟
ما در نجف طلبه های 17- 16 ساله داشتیم که فاضل و مجتهد بودند. وقتی آدم نگاهشان می کرد مجموعه کمالات و فضائل بودند و اگر از یک شبهه کلامی، شبهه اصولی یا فقهی از آنها سوال می شد به صورت تشریحی و مفصل و مسلط بیان می کردند؛ بعد اگر از یکی از آن ها می پرسیدید که این کمالاتتان را از چه کسی دارید،می گفت: من فعلاً دو درس بیشتر نمی روم، فقه آقا سید ابوالحسن اصفهانی و اخلاق آقا سید علی قاضی. کلاس های اخلاق ایشان به گونه ای بود که وقتی کسی از محضرشان استفاده می کرد و با او روبرو می شدید، فکر می کردید که کسی است که 50 سال در علم اخلاق کار کرده. و من آنچه فهمیدم از فضیلت علمی و کمالات که در آقای قاضی بود، دیدیم که نابغه روزگار بود. هرکس یک ساعت پای درس ایشان می نشست یک دنیا معارف پیدا می کرد.
5. کلاس های ایشان کجا تشکیل می شد؟
در زمانی که من بودم، کلاس ها همه در منزلشان تشکیل می شد. یک منزل محقر خرابه ای داشتند، وقتی وارد می شدیم فکر می کردیم منزل نوکر آقاست نه خود آقا! اصلاً قالی در آن خانه دیده نمی شد.یک گلیمی پهن بود خیلی هم خوش نقش بود، ولی با نایلون بافته شده بود و آن را هم عموی ایشان فرستاده بود و گفته بود اگر شما به حق الناس معتقد هستید، من این را وقف بیرونی شما کردم و برای شما نفرستادم. چون اخلاق آقای قاضی در این مسائل خیلی عجیب بود.


6. آقای قاضی غیر از درس های حوزه اخلاق، درس های فقه و اصول هم می دادند؟
بله، درس خارج می گفتند. مصباح الفقیه که یک دوره فقه است که تألیف حاج میرزا آقای همدانی بود. بیان عجیبی داشتند، الهامات غیبی هم زیاد داشتند و خدا شاهد است که اگر کسی وارد می شد و کارهای آقای قاضی را که من یک مقدارش را دیدم می دید، آنوقت می فهمید که ایشان با آدم های دیگر خیلی فرق دارند.
7. آن زمان هیچ وسیله ای نبود که بشود کلاس ایشان را ضبط و جمع آوری کرد؟
آن موقع تازه این بلندگوها آمده بود. بعضی از کسبه از این وسایل داشتند و دادند به طلبه ای که می رفت درس آقا که بیانات ایشان را ضبط کند، وقتی آقای قاضی ملتفت شدند، به آن طلبه فرمودند: با کمال شرمندگی و اعتذار فعلاً منت بر من بگذارید و درس دیگری بروید.
8. حال و هوای جلساتشان چگونه بود؟
در کلاس صبح شان شاید دویست نفر پای درس ایشان می نشستند. وقتی ایشان صحبت می کردند همه گریه می کردند. اگر بگویم تمام دویست نفر گریه می کردند، مبالغه نکرده ام. حرف هایشان هم همان حرف های اخلاقی بود. و عرض کنم خدمتتان، این حرف های من و بزرگتر از من، هر چه نسبت به این شخصیت مقدس بگویند باز صفر است.
9. مرحوم قاضی دلیل خاصی داشتند که معمولاً سعی می کردند شاگردانشان مجتهد باشند؟
آقای قاضی دنبال طلبه های لایقی بودند که اهل تبلیغ و ترویج باشند، اگر چیزی بلدند به دیگران هم یاد بدهند و شاید این یکی از دلایلشان بود.
10. شما آسید هاشم حداد را دیده بودید؟
بله ایشان یک دکانی داشت و نعل اسب درست می کرد. عاشق آقای قاضی بود. می آمد و برای آقا خدمت افتخاری می کرد. و آقای قاضی به او می گفت: من راضی نیستم این کارها را می کنی. ایشان سید بسیار بزرگواری بودند، فقیر هم نبودند چون کربلا بود و یک حداد در این کار. گاهی وقت ها یک چیزهایی می خرید و می برد در خانه آقای قاضی. خادم ایشان آنها را قبول نمی کرد و ایشان میگفتند که ما همه برادر هستیم. خادم آقا هستیم. این ها را ببر طوریکه آقا خبردار نشود. ولی آقای قاضی بدون اینکه به ایشان بگویند خبردار می شد و سید هاشم را می طلبید. آقای قاضی به سید هاشم می فرمودند: من به تو و به همه شمایی که می آیید این جا می گویم که من هم یکی هستم مثل شما. از کجا معلوم که شما چند نفر در کار من مبالغه نمی کنید و روز قیامت آن جاسم جاروکش کوچه ها رد شود و من هنوز تو آفتاب قیامت ایستاده باشم؟! قاضی را باید دید. با این حرف ها قاضی، قاضی نمی شود.
11. رفتار آقای قاضی با شاگردانش چطور بود؟
من آن موقع سن کمی داشتم. ولی ایشان اهل این حرف ها نبود، بچه کم سن و سال هم که به مجلسشان می آمد از جا بلند می شدند و هر چه به ایشان می گفتند: بچه هستند، می فرمودند: خوب است، بگذارید این ها هم یاد بگیرند.
12. آیا ممکن است درباره احوالات معنوی آقای قاضی بفرمایید؟
معنویت ایشان را با این حرف ها نمی توانم بیان کنم. آقای بهجت هر وقت یاد آقای قاضی می افتند گریه می کنند و می فرمایند: چه کنم که قلمی آنقدر قدرتمند نیست که بتواند هر چه در قاضی بوده را بنویسد. آقای قاضی کرامات و مقامات بالایی داشتند و این جریان را بسیاری از آقایان نقل می کنند، که یک شب آمدیم صحن دیدیم آقای قاضی ایستادند و از سرشان نوری است که مثل آفتاب تمام صحن را روشن کرده و مشغول نماز جماعت هستند. ما خوشحال شدیم که ایشان بالاخره قبول کردند که نماز جماعت اقامه کنند. بعد از نماز خدمتشان رفتیم و گفتیم آقا الحمدلله. آقا خندیدند و هیچی نگفتند. و بعد که با رفقا آمدیم منزل آقای قاضی، دیدیم ایشان در همان منزلشان بودند و مشغول اقامه نماز!
13. تواضع و فروتنی مرحوم قاضی را چطور می دیدید؟
مطلب زیاد است. یک بار عده ای از ایران آمدند خدمت آقا و گفتند ما از شما مطالبی می شنویم و تقلید می کنیم. ایشان گریه کردند، دستشان را بلند کردند و گفتند: خدایا تو میدانی که من آن کسی نیستم که این ها می گویند. با آن عظمت هایی که از ایشان گفته می شد و بعد فرمودند: بروید از آسید ابوالحسن اصفهانی تقلید کنید. یک جریان دیگری را هم برایتان بگویم که شاید این را، اولین بار است که برای کسی می گویم. یکبار درس شان که تمام شد، فردی بنام آشیخ ابراهیم را صدا کردند و به ایشان فرمودند من با شما کاری دارم. ما چند نفر هم آن جا نشسته بودیم. بعد دیدیم آقا به ایشان فرمودند: شنیدم پریشب در منزل حاجی
صادق؛ از مشاهیر و پولدارهای نجف بود، بر منبر اسم من را آوردی؟! می فرمودند: اگر به حرام و حلال معتقد هستید من راضی نیستم نه بالای منبر، نه پایین منبر یک کلمه از من اسم بیاورید. می فرمودند: اگر بفهمم هر کدام از این آقایان که درس من می آیند در حق من مبالغه می کنند، حرام است، من راضی نیستم. یعنی ما هر چه در کتاب ها می خوانیم یا از بعضی بزرگان مشاهده می کنیم باز در برابر آنچه از این بزرگ دیدیم ضعیف و ناچیز است. ایشان وقتی صحبت می کردند، احساس می کردیم نصف حرف هایشان را نمی زنند که مبادا حمل بر غلو و اغراق شود. آقای قاضی به بعضی از ارادتمندانشان می گفتند: بینی و بین الله، راضی نیستم درباره من مجلس درست کنید. کسانی که به ایشان ارادت داشتند، درباره شان چیزهایی را نقل می کردند که شاید ثلث حقایق و داشته های ایشان نبود ولی باز نهی می کردند، اجازه نمی دادند.
14. در این گونه مسائل به شاگردانشان هم توصیه ای می کردند؟
می فرمودند اگر به جایی رسیدند، کمالی یا معرفتی کسب کردید، سعی نکنید که این را به دیگران بفهمانید. بگذارید هر کسی خودش از طریق احساسش، بفهمد که شما چکاره اید.
15. آیا شما از آقای قاضی کرامتی بخاطر دارید؟
بله، یکی از علمای آن زمان بود که در فقه و اصول، دویست و پنجاه تا سیصد نفر پای درسش می نشستند. خانم این آقا مریض شدند و روز به روز حالشان بدتر می شد، تا این که یک روز صبح حال از هر روز بدتر شد و از هوش رفت و دیدند که امروز و فردا است که خانم از دنیا برود و آن اقا سراسیمه می آید پیش آقای قاضی. من این جریان را خودم بودم. تا نشست، آقا فرمودند: خانم چطور است؟ گریه کرد و گفت آقا دارد از دستم می رود. اگر امروز ایشان بمیرند فردا هم من می میرم. این ها سی و هفت سال با هم بودند و بچه هم نداشتند و خیلی انیس هم بودند. آقای قاضی یکی از مختصاتش این بود که در صورت کسی نگاه نمی کردند. و همینطور که سرشان پایین بود تند تند دعا می خواندند و چشمشان هم بسته بود. من این ها را به چشم خودم دیدم. بعد دستشان را بلند کردند و چشمشان را پاک کردند و سپس گفتند: شما بفرمائید منزل، خداوند ایشان را به شما برگرداند. او هم به آقای قاضی خیلی اعتقاد داشت و می دانست هر چه بگوید حق است. می رود به خانه شان و بعد می بیند خانمش که او را صبح به سمت قبله کرده بودند و هیچ حرفی نمی زد، حالا خوب و سر حال است. و خانم به آقا می گوید: از شما ممنونم که پیش آقای قاضی رفتید: آن آقا احوال مرا پرسید شما گفتید آقا دعا کن و ایشان هم دعا کردند. من همان موقع از دنیا رفته بودم چند دقیقه ای بود که قالب تهی کرده بودم. من را بردند تا آسمان چهارم رسیدم و آن جا صدایی شنیدم که فلانی با احترام، درخواست تمدید حیات ایشان را کرده اند و همان موقع مرا برگرداندند.
16. آیا ممکن است در مورد کتمان ایشان بفرمایید؟
من دلم می سوزد! و فقط می توانم بگویم، افسوس! خدا یک بنده هایی دارد که به گمنامی زندگی می کنند، به گمنامی می میرند و به گمنامی دفن می شوند. بعضی ها را می بینی مقبره ای و تشکیلاتی دارند و قاضی با آن عظمت فقط یک سنگ! نه تشریفاتی و نه زواری ... انالله و انا الیه راجعون ...
17. اگر بخواهید آقای قاضی را در یک عبارت توصیف کنید چه می فرمائید؟
من لیاقت آنکه بتوانم قاضی را معرفی کنم ندارم. ایشان کسی بود که نمونه اش را ما ندیدیم. و من بطور اجمال فقط می توانم بگویم که او یک مرد استثنایی بود. قاضی خدایی محض بود.


کلمات کليدي : آيت الله آقا سید علی قاضی آيت الله سيد عباس الحسيني كاشاني عرفان

ارسال شده در مورخه : دوشنبه، 10 اسفند ماه ، 1388 توسط admin  چاپ مطلب

 

مرتبط با موضوع :

 على اى حقيقت حـق  [دوشنبه، 1 شهريور ماه ، 1389]
 علامه به روایت علامه  [چهارشنبه، 30 تير ماه ، 1389]
 علامه جعفری و زیباترین دختر دنیا  [دوشنبه، 16 فروردين ماه ، 1389]
 علمای متأخر شیعه که سالک و عارف بوده اند  [جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388]
 مير فندرسكي  [جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388]
 حاج محمد صادق تخت فولاي  [جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388]
 شفاي بيمار به دعاي حاجي  [جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388]
 درندگان در خدمت حاجي  [جمعه، 30 بهمن ماه ، 1388]

 
با عرض پوزش : ارائه نظر و پیشنهاد در مورد این مطلب مقدور نیست .
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 5


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


اشتراک گذاري مطلب


انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


 
موضوعات مرتبط

بزرگان

صفحه اصلی | عضویت در سایت | دریافت فایل | تالار گفتمان | جستجو در سایت | جستجو در انجمن | آرشیو اخبار | تماس با ما

مطالب منتشره در این پايگاه صرفا جهت اطلاع محققین و علاقمندان جهت مطالعه و کسب اطلاعات بیشتر از كتب و منابع معتبر تهیه گردیده و راز و رمز هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ارائه شده در این پایگاه را ندارد.


كليه حقوق مادي و معنوي محفوظ و متخلفين طبق قانون حمايت از مولفان و پديدآورندگان تحت پيگرد قانوني قرار مي گيرند



  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir