
آنچه براى جناب آقا شيخ احمد لازم است، اين است كه تامل درستى نمايد، ببيند بنده است يا آزاده، اگر ديد آزاد است، خودش مى داند - كه هر كارى بخواهد بكند - و اگر دانست بنده است و مولا دارد، سر خود نيست هر كارى بكند ولو دستى حركت دهد تاز وى جهت آن سوال خواهد شد، جواب درستى بايد بگويد، پس بنابر اين بايد سعيش در تحصيل رضاى مولايش باشد، اگر چه ديگران راضى بر آن كار نباشند ابدا و و تحصيل رضاى مولاى حقيقى جل شانه نيست مگر در تحصيل تقوا. غرض اصلى از خلقت حاصل نخواهد شد، به جز اينكه معرفت و محبت ميان عبد و مولا باشد، و تحصيل تقوا محتاج به چند چيز است كه چاره ندارد از آنها، يكى، پرهيز از معاصى است، بايد معاصى را تفصيلا ياد بگيرد، هر يك را در مقام خود ترك نمايد، كه از جمله معاصى است ، ترك واجبات. پس بايد واجبات خود را هم به مقدار وسع و ابتلا به آنها ياد گرفته عمل نمايد و اين واضح است كه با معصيت كارى اسباب محبت و معرفت نخواهد شد - اگر اسباب عداوت نباشد- اگر شيخ احمد بگويد: من نمى توانم ترك معصيت بالمره (يكباره) بكنم، لابد واقع مى شوم، جواب اين است كه: بعد المعصيه مى توانى كه توبه كنى. كسى كه توبه كرد از گناه، مثل كسى است كه نكرده، پس مايوس از اين در خانه نبايد شد، اگرچه هفتاد پيغمبر را سر بريده باشد. باز توبه اش ممكن است قبول باشد، مولاى او قادر است كه خصماى (دشمنان) او را راضى كند از معدن جود خودش جلت قدرته.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
چهارشنبه، 5 بهمن ماه ، 1390 | ![]() |
نظر دهيد! |
شيخ نجم الدين رازى مى نويسد: بدان كه ذكر بى آداب و شرايط گفتن، زيادتى مفيد نبود. اول به ترتيب و آداب و شرايط، قيام بايد نمود و مريد صادق را چون درد طلب ، داعيه سلوك اين راه پديده آيد، نشان اين است كه با ذكر انس گيرد و از خلق وحشت، تا از همه روى بگرداند و در پناه ذكر گريزد كه (قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون) و چون بر ذكر مواظبت خواهد نمود، بايد كه اساس بر توبه نصوح نهد از جمله معاصى ، و به وقت ذكر گفتن اگر تواند غسل كند و الا وضو تمام كند، زيرا كه ذكر كردن درست، (بدرستى) مقاتله با دشمن است، بى سلاح (مبارزه) دشوار توان كرد كه الوضوء سلاح المومن، و جامه پاك پوشد بر سنت، و بر پاكى جامه چهار شرط است: اول پاكى از نجاست ، دوم پاكى از مظلمت، سوم پاكى از حرمت - يعنى ابريشم نباشد - چهارم پاكى از رعونت - يعنى كوتاه قد بود بر سنت، كه و ثيابك فطهر؛ اى قصر و خانه خالى و تاريك و نظيف راست كند و اگر قدرى بوى خوش بسوزاند، اولى تر (بهتر) و روى به قبله بنشيند، و مربع (چهار زانو) نشستن در همه اوقات منهى است، الا در وقت ذكر گفتن كه خواجه (پيامبر صلى الله عليه و آله) عليه السلام چون نماز بامداد كردى، در مقام خويش مربع به ذكر بنشستى تا آفتاب بر آمدى.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
دوشنبه، 3 بهمن ماه ، 1390 | ![]() |
نظر دهيد! |
طريق سير در اين راه - پس از بيعت با شيخ آگاه و ولى خدا كه از مقام فنا گذشته و به مقام بقاء بالله رسيده و بر مصالح و مفاسد و منجيات و مهلكات مطلع است و مى تواند زمام امور تربيت سالك را در دست گيرد و او را به كعبه مقصود رهنمود گردد - همانا ذكر و فكر و تضرع و ابتهال به درگاه خداوند قاضى الحاجات است و البته سفر او در اين منازل به امورى چند بستگى دارد كه بايد تمامى آنها به نحو احسن و اكمل رعايت شود
اول : ترك عادات و رسوم و تعارفات
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
دوشنبه، 3 بهمن ماه ، 1390 | ![]() |
نظر دهيد! |
سير و سلوك داراى چند مانع است:
1. سالك در هيچ لحظه اى از لحظات حركت خود نبايداحساس وصول يا امتياز برترى كند، اگر چنين آفتى گريبان سالك را بگيرد، نه تنها از حركت به مراحل بعدز باز خواهد ماند، بلكه نفس كمال جوى او به قهقرا خواهد رفت .
2. اشتغالات و علايق دنيوى مانند ثروت اندوزى ، مقام جويى ، شهرت طلبى و محبوبيت خواهى ميان مردم ، از امور تباه كننده سير و سلوك اند، البته اگر ثروت و مقام وسيله اى جهت تنظيم حيات خود و ديگران باشد، نه تنها مانع ره كمال نمهواهد بود، بلكه به خاطر مشقتهايى كه سالك در اين مسير تحمل مى كند، عبادت تلقى خواهد شد.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
دوشنبه، 3 بهمن ماه ، 1390 | ![]() |
نظر دهيد! |
همه اسماء حسناى الهى به اسم شريف الله برمى گردند كه الله مستجمع همه اسماء و صفات حق است . چه اينكه اصول اسما نود و نه تا هست كه اسم شريف جلاله الله اصل همه اين اصول است. اگر دو طرف الله به جمل ابجدى جمع شود و مجموع اين دو كه مى شود شش را تقسيم بر حروف چهارگانه الله كنيم خارج قسمت را كه يك و نيم است در عدد الله كه شصت و شش است ضرب كنيم مى شود 99 كه عدد اسماى حسنى است. صورت عمل 1+5 مساوى است با 6-4 مساوى است با 5/66*1 مساوى است با 99.
و نيز گفته شده است كه الله اسم اعظم است و كعبه همه اسماء انسان كامل است يعنى انسان كامل است كه عبدالله است و مظهر اتم و اكمل او است.
اسم شريف الله در همه اسماى الهى متجلى است و لذا آن را نسبت به ديگر اسما دو اعتبار است؛ يك آنكه ذات او را در هر يك از اسماء ظهورى و اعتبار ديگر اشتغال او مر همه اسما را از حيث مرتبه الهى است.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
دوشنبه، 3 بهمن ماه ، 1390 | ![]() |
نظر دهيد! |

![]() |