
دیدار یار غائب؛ ملاقات حضرت آیة الله العظمی مرعشی نجفی قدس سره
در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت، علیهم السلام، در نجف اشرف، شوق زیادی جهت دیدارجمال مولایمان بقیة الله الاعظم، عجل الله تعالی فرجه، داشتم با خود عهد کردم چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم، به این نیت که جمال آقا صاحب الامر علیه السلام، را زیارت کنم و به این فوز بزرگ نایل شوم.
تا ۳۵ یا ۳۶ شب چهارشنبه ادامه دادم تصادفا در این شب رفتنم از نجف به تاخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود نزدیک شب وحشت و ترس وجود مرا فرا گرفت مخصوصا از زیادی قطاع الطریق و دزدها، ناگهان صدای پایی را از پشت سر شنیدم که بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید. برگشتم به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت: ای سید! سلام علیکم.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
چهارشنبه، 5 بهمن ماه ، 1390 | ![]() |
نظر دهيد! |
آنچه براى جناب آقا شيخ احمد لازم است، اين است كه تامل درستى نمايد، ببيند بنده است يا آزاده، اگر ديد آزاد است، خودش مى داند - كه هر كارى بخواهد بكند - و اگر دانست بنده است و مولا دارد، سر خود نيست هر كارى بكند ولو دستى حركت دهد تاز وى جهت آن سوال خواهد شد، جواب درستى بايد بگويد، پس بنابر اين بايد سعيش در تحصيل رضاى مولايش باشد، اگر چه ديگران راضى بر آن كار نباشند ابدا و و تحصيل رضاى مولاى حقيقى جل شانه نيست مگر در تحصيل تقوا. غرض اصلى از خلقت حاصل نخواهد شد، به جز اينكه معرفت و محبت ميان عبد و مولا باشد، و تحصيل تقوا محتاج به چند چيز است كه چاره ندارد از آنها، يكى، پرهيز از معاصى است، بايد معاصى را تفصيلا ياد بگيرد، هر يك را در مقام خود ترك نمايد، كه از جمله معاصى است ، ترك واجبات. پس بايد واجبات خود را هم به مقدار وسع و ابتلا به آنها ياد گرفته عمل نمايد و اين واضح است كه با معصيت كارى اسباب محبت و معرفت نخواهد شد - اگر اسباب عداوت نباشد- اگر شيخ احمد بگويد: من نمى توانم ترك معصيت بالمره (يكباره) بكنم، لابد واقع مى شوم، جواب اين است كه: بعد المعصيه مى توانى كه توبه كنى. كسى كه توبه كرد از گناه، مثل كسى است كه نكرده، پس مايوس از اين در خانه نبايد شد، اگرچه هفتاد پيغمبر را سر بريده باشد. باز توبه اش ممكن است قبول باشد، مولاى او قادر است كه خصماى (دشمنان) او را راضى كند از معدن جود خودش جلت قدرته.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
چهارشنبه، 5 بهمن ماه ، 1390 | ![]() |
نظر دهيد! |
شيخ نجم الدين رازى مى نويسد: بدان كه ذكر بى آداب و شرايط گفتن، زيادتى مفيد نبود. اول به ترتيب و آداب و شرايط، قيام بايد نمود و مريد صادق را چون درد طلب ، داعيه سلوك اين راه پديده آيد، نشان اين است كه با ذكر انس گيرد و از خلق وحشت، تا از همه روى بگرداند و در پناه ذكر گريزد كه (قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون) و چون بر ذكر مواظبت خواهد نمود، بايد كه اساس بر توبه نصوح نهد از جمله معاصى ، و به وقت ذكر گفتن اگر تواند غسل كند و الا وضو تمام كند، زيرا كه ذكر كردن درست، (بدرستى) مقاتله با دشمن است، بى سلاح (مبارزه) دشوار توان كرد كه الوضوء سلاح المومن، و جامه پاك پوشد بر سنت، و بر پاكى جامه چهار شرط است: اول پاكى از نجاست ، دوم پاكى از مظلمت، سوم پاكى از حرمت - يعنى ابريشم نباشد - چهارم پاكى از رعونت - يعنى كوتاه قد بود بر سنت، كه و ثيابك فطهر؛ اى قصر و خانه خالى و تاريك و نظيف راست كند و اگر قدرى بوى خوش بسوزاند، اولى تر (بهتر) و روى به قبله بنشيند، و مربع (چهار زانو) نشستن در همه اوقات منهى است، الا در وقت ذكر گفتن كه خواجه (پيامبر صلى الله عليه و آله) عليه السلام چون نماز بامداد كردى، در مقام خويش مربع به ذكر بنشستى تا آفتاب بر آمدى.
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
دوشنبه، 3 بهمن ماه ، 1390 | ![]() |
نظر دهيد! |
طريق سير در اين راه - پس از بيعت با شيخ آگاه و ولى خدا كه از مقام فنا گذشته و به مقام بقاء بالله رسيده و بر مصالح و مفاسد و منجيات و مهلكات مطلع است و مى تواند زمام امور تربيت سالك را در دست گيرد و او را به كعبه مقصود رهنمود گردد - همانا ذكر و فكر و تضرع و ابتهال به درگاه خداوند قاضى الحاجات است و البته سفر او در اين منازل به امورى چند بستگى دارد كه بايد تمامى آنها به نحو احسن و اكمل رعايت شود
اول : ترك عادات و رسوم و تعارفات
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
دوشنبه، 3 بهمن ماه ، 1390 | ![]() |
نظر دهيد! |
بسم الله الرحمن الرحيم
خداى سبحان مهمترين برنامه هاى انبيا را به عنوان تعليم و كتاب و حكمت و نيز به عنوان تزكيه نفوس انسانها تنظيم فرمود و مساءله تزكيه و تهذيب نفوس را بيش از تعليم افكار اهميت داد.
تزكيه، راه عملى نفس است، در قبال تعليم كه راه فكرى عقل است ، يعنى روح آدى وقتى در مسير مستقيم احكام الهى قدم برداشت، شروع به تزكيه خويش مى كندن و تا در عمل نكوشد، نموى ندارد و تنها راه رشد دوح و نزاهت آن از نقص و برائت آن از عيب به مقدار مپسور همانا به دستور شرع است.
همان طور كه تفكرات علمى، تزكيه عقل نظري است و آن را در انديشيدن صحيح، باور و شكوفا مى كند، امتثال احكام الهى تزكيه عقل عملى است، و آن را در عزم زوال ناپذير و نيت صادق و خالص شكوفا مى كند، و چون جناح عقلى عملى روح ، جداى از جناح عقل نظرى وى نيست، بلكه هر دو از شوون يك حقيقت به شمار مى روند، به طورى كه از يك نظر مى فهمد و از نظر ديگر در بدن و طبيعت اثر مى گذارد...
![]() |
ادامه مطلب | ![]() |
دوشنبه، 3 بهمن ماه ، 1390 | ![]() |
نظر دهيد! |

![]() |